بهمن آبادخبر

خرید بک لینک
رفتم سفری به بهمن آبادبودم دو سه روز خرم و شادنه قیل و نه قال بود و نه دودنه سُرب و هوای دود آلودروستا سخن از پنیر و مسکهدر شهر سخن ز بورس و سکهاین فاصله هست بی نهایتمانند غرابت و قرابتالقصه دلم در کویر استگهگاه هوایی فتیر استای کاش که بود بهرم امکانتا کردمی در کویر اسکاناما چه کنم که پای بندمامکان نبوَد که بار بندمامراض بزرگ در کلان شهررنج و غم و درد در کلان شهراینجا کویر است نه به آن معنا که در این سرزمین گیاه نمی روید که بسیار حاصل خیز است و مردمان این دیار، تهران را با همه ی زرق و برقش در مقابل کویر و زادگاهشان نا چیز می دانندمی گویند خاک کویر دامنکش و دامنگیر و آداب و رسوم و خوردنی هایش زبانزد استافسوس که با تحت تأثیر قرار گرفتن تبلیغات و باورِ رسوم وارداتی، آداب و رسوم حسنه خودمان را ناچیز می دانیم و شوربختانه تن به آدابی و رسومی می دهیم که هیچ پایه و اساسی ندارند رسوم بی ریشه همانطور که زود می آیند هم می روندگرچه برخی از آداب حسنه به دست فراموشی سپرده شده اند ولی مردم به ویژه شهری های خسته که سال ها غذای صنعتی و مخرب نوش جان کرده اند با واژه محلی انس و رویکرد ویژه پیدا کرده اند مانند؛مراسم سنتی و محلیتخم مرغ محلیکره محلیماست محلینان محلیمرغ محلیو در خیلی از استان ها لباس محلیغذای محلیمیوه های محلی(در مقابل میوه های گلخانه ای) مردم می دانند محصولات ارگانیک برای سلامت بدن، محیطزیست و حفظ حیات تأثیر به سزایی دارد از این رو مدام از میوه ها و سبزیجات ارگانیک می گویند و این نعمت در روستا یافت می شود نه از صنعت و نه در شهر ... بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: پنجشنبه 31 خرداد 1403 ساعت: 18:02

دعا و نیایش در همه ی زمین ها و زمان ها و مکان ها نکوست ولی استغفار و طلب کردن در مکانِ عشق و صفا و شب و روز عرفه دگر استسلام بر عرفه آموزشگاه بزرگ، جایی که جبرئیل (ع) مناسک حج را به حضرت ابراهیم (ع)آموختسلام بر عرفه جایگاه و سر زمینِ اعتراف به گناه نزد حضرت باریتعالی است عرفات محل کلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) و مکانِ گریه و اشک و توبه حضرت آدم (ع) است ( ظلمت نفسی)سلام بر عرفه و آخرین خطبه پیامبر رحمت حضرت ختمی مرتبت (ص) که فرمودند: اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين مكان ملاقات نكنم. شما به زودي بسوي خدا باز مي گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي مي شود. به شما توصيه مي كنم هركس امانتي نزد اوست به صاحبش برگردانداي مردم!به شما سفارش مي كنم به زنان نيكي كنيد زيرا آنها امانت هاي الهي در دست شما هستند و با قوانين الهي بر شما حلال شده اند.من در ميان شما دو چيز به يادگار مي گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنيد گمراه نمي شويد، يكي كتاب خدا و ديگري سنت و (عترت) من است.عرفه روزی است که می تواند بهانه ای باشد برای شناختِ عترت و تشخیصِ راه از چاه و پی بردن به معرفت خود و خدای خود و چنگ زدن به دامان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تا بیش از این نلغزیم و گروگان افکار و اعمال بد خود نباشیم ان شاءالله بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 10:09

و سلام بر روز پر فضیلتِ عرفهروزی که گنه کار با اعتراف و اقرار به گناه نزد حق تعالی،آمرزیده می شود و کلید سعادت را دریافت می داردروزی که آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان استسلام بر عرفات سرزمینِ مقدسی که عبادتگاه بسیاری از انبیا و اولیای الهی بوده و گناهی در آن انجام نشده است.بدیهی است دعا در برخی زمین ها و زمان ها و مکان ها و اوقاتِ ثواب و فضیلت ها خاص و ویژه دارندمعمولا" قسمت ویژه ای از هر مجموعه، برتری و ارزش بیشتری در مقایسه با سایر اجزاء آن مجموعه دارد،مثلا از یک مجلس صدر آن،از میان گل ها گل سرخ،از میان پرندگان طاووس،از میان الماس ها کوه نور،ازمیان سدها سد ذوالقرنین،از میان خانه ها کعبهاز میان سیارات که بر گرد خورشید جهان ما می گردندزمین،از میان شب ها،شب قدراز میان باغ ها بهشتاز میان آفرینش و خلقتِ موجودات، انساناز میان اجزاء بدن،سراز میان راه ها، راه راستاز میان لقمه ها،حلالو از میان روزها عرفه است که گنه کار با اعتراف و اقرار به گناه نزد حق تعالی،آمرزیده می شود و کلید سعادت را دریافت می داردروز عرفه؛روز بارش اشک و شوق و اشتیاقروز امید به رحمت پروردگارروز نیایش و دعا و توسل و خواستنروز طاعت و عبادت و بندگیروز زدودن زنگارهای قلبروز بریدن از خاک و پیوند با افلاکروز معرفت و شناختو روز دل بریدن و دلدادگی و توبه و استغفار بر شما و همه ی جویندگاه راه سعادت و بندگی مبارک باد بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 10:09

هر کس تعلقاتی دارد که مایه فخر برون و شادی درون اوستیکی از مهمترین تعلقات فرزند است انسان ها فرزند را مایه روشنایی چشم و امید و جگر گوشه می دانند از این رو خار را درچشم خود می بینند ولی در پای فرزندشان هر گز، با این نگاه و در یک لحظه به ابراهیم پیامبرعلیه السلام فکر کنیم که باید به فرمان خداوند کارد بر حلقوم پسرش بکشد و خود شاهد در خون غلتیدن او باشد.بنده خدایی حکایت حضرت ابراهیم پیامبر را که شنید کاردش را تیز کرد تا با کشتن یکی از تعلقاتش گلوی گوسفند بیچاره را پاره کند اما ظریفی گفت: رها کن زبان بسته را که هر کس باید چون ابراهیم پیامبر (ع) ابتدا تعلقاتِ درونش را بکشد و خود را از قید و بند زنجیرهایی که بر دست و پای خویش بسته آزاد کند زیرا انسان تا از«بند» نرَهَد نمی تواندبه مقام بندگی برسدتو هنوز در بندِ تعلقاتِ اعتباریِ نام و نان و میز و مقام و منصب و مرکب و شوکت و خدم و حشم و فرزند هستی تو اسماعیل های فراوانی داریالبته هر کس اسماعیلی دارد که برای او عزیز استابراهیم پیامبر(ع) هم دل بسته ی فرزندش اسماعیل است نگاه به فرزند خستگی را از او دور می کند ابراهیم با بودن اسماعیل روزهای خوشی دارد تا این که در عالم خواب به او امر می شود باید همان پسری را که به او عشق می ورزد و از جان عزیزترش می داند کارد بر حلقش فرو کند گلویش را ببرد و دست و پا زدن و در خون غلتیدنش را با چشم هایش ببیند!آری ابراهیم!تو باید فرزندت را در راه خدا قربانی کنی!ابراهیم نمی تواند باور کند ولی پیام دو باره و سه باره تکرار می شود حال نوبت ابراهیم است که تصمیم بگیردنبرد با نفس اماره و پاره کردن زنجیرهای تعلقات و وابستگی های دنیوی و مادی و رهایی از زندان های مال پرستی و دنیاطلبی آسان نیست ولی ابراهیم، خلیل الله ا بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 10:09

امام صادق(ع) تهمت زدن از کوههای عظیم نیز سنگینتر استبی آنکه از سنگینیِ مصیبت بار و غیبت و تهمت بدانیم این دو را ابزار تصفیه حساب های شخصی مان قرار می دهیم بیان و گوش دادن به غیبت و تهمت گرچه بی خرج و آسان است ولی رهایی از این دام ممکن و آسان نیستعادت کرده ایم حرف های تهمت زننده را به درستی گوش کنیم و گمان بد بزنیم در صورتیکه می شود گمان خوب زد و گوینده را سر زنش کردقرآن کریم: چرا چون آن (تهمت)را شنيديد، مردان و زنان مؤمن در حق خويش گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمت آشكارى است ؟دلیل تهمت می تواند حسادت باشد که تهمت زننده وقتی طرف مقابل را در اوج محبوبیت می بیند می خواهد با این وسیله رقیب را از چشم دیگران بیندازدفردی که تهمت می زند برای اثبات گفته هایش از ابزار چشم و دیگران استفاده می کند به عبارتی برای اثبات حرف خودمان از چشممان گواه می گیریم؛من با همین دو تا چشمان خودم دیدم فلانی...من با همین دوتا گوش خودم شنیدم که گفتن دختر فلانی...یک آدم درست و حسابی گفت فلانی کلاه برداری کردهخبر موثق دارم پسر فلانی هم معتاد است و... قضاوت های نادرست ما در باره دیگران از همین واژه ها شکل می گیرند،قضاوت هایی که ممکن است آبرو و حیثیت یک یا چند انسانِ از همه جا بی خبر را بر باد بدهد...ادامه دارد. بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 16:14

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:هيچ بي شرمي و وقاحتي چون تهمت زدن نيست.نقل درد و دل یک دردمندپس از انتشار اولین قسمتِ موضوع تهمت ، بنده خدایی مرقوم فرموده اند چند سال پیش به خواستگاری دختری رفتیم که از هر جهت مورد قبول یکدیگر بودیم گفتنی ها را گفتیم قرار و مدار بستیم و حتی خریدهای اولیه ی نامزدی انجام شد مادر دختر برای اطمینان خاطرِ بیشتر اجازه خواست آخرین تحقیق را داشته باشند تا با خیال آسوده تاریخ مراسم عقد را در نظر بگیرند ما هم استقبال کردیم اما شوربختانه مردود شدم زیرا از روی حسادت و خصومت تهمت هایی به من زده بودند که روحمان هم خبر نداشت نهایت اینکه صبح زود فردای آن روز پیکی از جانب مادر دختر رسید که ضمن عذر خواهی، وسایل مان را پس دادند و بار تهمت های نا روا را بر دوش بنده گذاشتند تهمت های ناروا گرچه مراسم ما را به هم زد و فکر مرا درگیر کرد ولی عدو سبب خیر شدگاهی اعضای خانواده از هم می پرسیم آیا این شخص رو سیاه،روز قیامت می تواند بارِ ننگین و سنگین تهمت زدن به یک جوان بی حاشیه را حمل کند آیا اگر شب و روز عبادت و خدمت کند می تواند جوابگوی آبروی ما باشد؟ بی شک آتش جهنم انتظارش را می کشد.یادمان باشد حفظ حرمت انسان(مؤمن) بالاتر از حرمت کعبه است...ادامه دارد بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 16:14

سر گرمی ثبت نام هم پایان یافتجولانگه وعده های پوچ پایان یافتهر کس به نگاه خود به میدان آمدبا ایل و تبار و فخر و جولان آمداما هدف و مقصد هر کاندیداتکلیف و خدمت است در راه خدااحسنت به قلب و جان کاندیدِ شریفکو دغدغه ای دارد و حِس تکلیفاو زندگی و کار خودش کرده رهاتا بهرِ من و شما شود کاندیدااین بنده خداها همه خادم هستندخدمت چو نکرده اند نادم هستنداین ها همه کارگزار کشور بودندگویی که ز جن و انس بهتر بودنداکنون خواهند رییس جمهور شونددر چشم و نگاه خلق مشهور شوندکاری بکنند برای خویش و اقوامیعنی که کنند کارِ نیم کرده تمامآن یک گفتا کاری کند کارستانآباد کند کشور و خاک ایرانشخصی که خودش وزیر مسکن بودهمسؤل کسادی و گسستن بودهاو امده بلکه کشور اباد کندیا مثل گذشته قال و فریاد کندآنکس که وزیر بود و هیچ کار نکرددید آن همه اختلاس و پیکار نکرداکنون به چه نیت و چرا آمده استشاید که بلای ما سوا آمده استیا آنکه خودش رییس دولت بودهدارای شکوه و مجد و شوکت بودهشد باعث اختلاف بین مردمزد نیش بر این و ان مثالِ کژدمالقصه همه دو باره باز آمده اندهر یک به هزار رمز و راز آمده اندای کاش منم رییس جمهور شدمچون داوطلبان یک شَبِه مشهور شدمنزد همگان خود نمایی کردماز عکس جدید رونمایی کردمقاسم تو سلام کن به هر مرد شریفاما مکن احساس خطیر و تکلیف بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 16:14

اولین بلایی که بر سر انسان می آورد انزوا و تنها شدن اوست فرد مغرور که خود را تافته ی جدا بافته و عالم به همه ی علوم می پندارد در میان جمع جایی ندارددامنه ی غرور، گسترده است هر کدام از ما شاید نا خواسته خود را اسیر غرور کاذب کرده ایمعلم می آموزیم تا آدم شویم اما غرور از دایره آدمیت دورمان می کندغرورِ عبادت به جای اینکه به خدا نزدیک مان کند ما را به شیطان می رساندغرور مال، فخر فروشی می آوردغرور جمال، خود شیفتگی و خود بزرگ بینی به همراه داردغرورِ عنوان و مقام ما را از چشم زیر دستان و بالا دستان می اندازدغرور ایل و تبار، ما را نسبت به خودمان بیگانه می کندغرور اندام و زیبایی ما را از چشم و دل دیگران می اندازدغرور های دیگری هم هست که سر شاخه اند ولی بدترین غرور، غرور علم است که انسان، خود را برتر و داناتر و افضل تر از دیگران می بیند این آدمِ بیچاره ی به اصطلاح همه چیز دادن چون از جهل خویش بی خبر است هر گز به واژه ی نمی دانم روی خوش نشان نمی دهد و اگر هم چیزی را نمی داند با دلایل بیخود و مضحک خود را عالم جا می زندعلم و عبادت که مایه رشد و تعالی انسان است برای شخص مغرور حجاب می شود تا حقیقت و واقعیت را نبیند و نفهمد منظور از عالم یعنی هر کس علمی فرا گرفته و مربوط به قشر خاصی نمی شودشخصِ گرفتار شده در دام غرور چون احساس خودبرتری و احساس بی نیازی می کند به جای تعالی تنزل می یابد و هر گز نمی تواند از دانش های روز بهره مند شود البته گفتن نمی دانم نه تنها راحت نیست که بسیار سخت است سخت...ادامه دارد بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 13:48

نوشته، من هم گرفتار یک همسایه مغرور شده امغرور،مرکبی است که گرچه مدت زمانی می تازد اما سرانجام راکبش را به زمین می زندآدم مغرور عبادتش عبد شیطان است یادم آمد پیش از انقلاب بنده خدایی بود که حتی برای اقامه نماز صبح عبا به دوش به مسجد می رفت وی که سال هاست مرحوم شده غرور خاصی به عبادتش داشت سرانجام حباب غرورش ترکید و این مرکب چموشِ او را نقش زمین کرد تا جایی که از قبله و مسجد و عبادت دور شد و...غرور دست انسان را در دست نفس می گذارد تا او را به هر جا خواست ببرد و برودغرور حباب است که دوام نداردغرور پیوند نا گسستنی با تکبر داردشخص گرفتار شده در دام غرور با واژه نمی دانم بیگانه است غرور او هر گز اجازه نمی دهد چیزی را که نمی داند بگوید نمی دانمغرور برای پوشش دادن به ضعف ها و نا کار آمدی ها و حقارت و پوچی آدم مغرور استهر کدام از ما در محل کار و زندگیِ خودمان حد اقل با یک آدم مغرور مواجه شده ایم کافی است هنگام گفتگو تعداد من های او را شماره کنید او مدام می گوید من من من من...با چنین آدمی که بار است نمی شود یار شددر زندگی زناشویی نیز این مَن مَن هاست که پایه های زندگی را سست می کند واژه هایی مثلِ خونواده ی من، بابای من،مادر من،عموی من، ماشین بابام، خونه ی بابام،فامیلای من ،داداش های من و هزار من و من های بیجا که نه تنها دردی را دوا نمی کند که به دردها می افزایدگاه زن دچار غرور بیجا می شود و گاه مرد و این بیماری به فرزندان شان هم منتقل می شود و همینطور تا ثریا می رود دیوار کج...ادامه دارد بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 13:48

آدم مغرور مراقب است مشتش باز نشودآدم مغرور کار کوچکش را بزرگ می بیند و کار بزرگ دیگران را کوچک و نا چیز می داندگفتیم که آدم مغرور چون غرورش اجازه پرسش و نمی دانم را به او نمی دهد از دانش روز باز می ماندآدم مغرور وقتی می بیند دیگران از نظر علم و دانش به او برتری دارند و فرزندان مردم برای خود زندگی آبرومندانه ای دارند دست به تخریب می زندچند سال پیش فرد مغروری برای شرکت در مجلس ترحیم یکی از بستگانش به تهران آمده بود او وقتی کارگرانِ ساده و دهقان زاده های دیروز را می دید که فرزندانشان با درس و پشتکار زندگی آبرومندانه ای برای خود دست و پا کرده اند و برخی معلم و مهندس و دکتر و عالِم و اوستا شده اند از روی استیصال و به جهت تحقیر آن ها اجداد نه چندان خوشنامش و مال نه چندان حلالش را به رخ تهران آمده ها می کشید این آدم مغرور مثل همه ی مغرورهای خود شیفته و متکبر، سخت احساس تنهایی می کرد و زندگی را بر خود حرام کرده بودآدم مغرور هر گز اشتباه خودش را نمی پذیرد اگر پدر است همسر و فرزندان را مقصر می داند اگر شاغل است همکارانش را نادان فرض می کندآدم مغرور اهل سلام کردن نیست و منتظر است دیگران به او سلام کنندآدم مغرور و تو خالی در یک مجلس عمومی در انتخاب مکانِ نشستنی خودش بلا تکلیف است وی دوست دارد او را بر صدر بنشانند ولی مردم او را شایسته نمی داننددر همه جا اهل علم و دانش و خدمتگزارِ متواضع تکریم و آدم مغرور مطرود می شودآدم مغرور وقتی می بیند از چنین حرمت و احترامی و جایگاهی بر خوردار نیست دست به تخریب می زند و اراجیف می بافد بهمن آبادخبر...

ما را در سایت بهمن آبادخبر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 13:48

صفحه بندی